هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و غمگین است که از عشق نافرجام، رنج و اندوه سخن می‌گوید. شاعر از فراق، گریه، سوختن در آتش عشق و گذر از مشکلات می‌گوید و با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند فرهاد و شیرین، پرویز و تیشه، ابر و باران، و آب و ریشه، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مفاهیم به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند تا به خوبی درک شوند.

شماره ۴۲۹ - چون در دلش ز لعل تو اندیشه بگذرد

چون در دلش ز لعل تو اندیشه بگذرد
می چون عرق ز پیرهن شیشه بگذرد ۱

فرهاد را بگو که ز جرم وفای تو
پرویز خود گذشت، اگر تیشه بگذرد ۲

در عشق، موج گریه ام از آسمان گذشت
چون باده جوش زد ز سر شیشه بگذرد ۳

از برق عشق، خشک و تر ما تمام سوخت
گریان همیشه ابر ازین بیشه بگذرد ۴

بگذر ز پستی و به بلندی برآ، که آب
گل می شود به شاخ، چو از ریشه بگذرد ۵

از آه، خفته در دل من اژدها سلیم
سیلاب ازین خرابه به اندیشه بگذرد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۲۸ - خورشید از نمود رخت بی نمود شد
گوهر بعدی:شماره ۴۳۰ - خراب لعل لبت کی شراب می گیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.