هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از درد فراق و دوری از معشوق مینالد. او از تأثیر چشمزخم، ناکامیها و تلاشهای بیثمرش میگوید و احساس میکند تقدیرش با دوری و رنج گره خورده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و غمگینانه است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی و شناختی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۲۸ - خورشید از نمود رخت بی نمود شد
خورشید از نمود رخت بی نمود شد
آتش زبس که سوخت ز شوق تو، دود شد ۱
از بس که منع دیدن یاران کند مرا
چشم من از تپانچه ی مژگان کبود شد ۲
در طالعم نبود، ازان وصل رو نداد
دوری که قسمت من آواره بود، شد ۳
تأثیر چشم زخم به افسون نمی رود
دود سپند، سرمه ی چشم حسود شد ۴
بر کشتی شکسته ام از بس تپانچه زد
انگشت موج در کف دریا کبود شد ۵
کاری نکرد کوشش و تدبیر ما سلیم
اوقات عمر صرف به گفت و شنود شد ۶
آتش زبس که سوخت ز شوق تو، دود شد ۱
از بس که منع دیدن یاران کند مرا
چشم من از تپانچه ی مژگان کبود شد ۲
در طالعم نبود، ازان وصل رو نداد
دوری که قسمت من آواره بود، شد ۳
تأثیر چشم زخم به افسون نمی رود
دود سپند، سرمه ی چشم حسود شد ۴
بر کشتی شکسته ام از بس تپانچه زد
انگشت موج در کف دریا کبود شد ۵
کاری نکرد کوشش و تدبیر ما سلیم
اوقات عمر صرف به گفت و شنود شد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۷ - روزگار از چمن وصل توام دور افکند
گوهر بعدی:شماره ۴۲۹ - چون در دلش ز لعل تو اندیشه بگذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.