هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از احساسات عمیق و ناامیدی شاعر سخن میگوید. او از ناکامیها، رنجها و دلسوختگیهای خود مینالد و از جهان و شرایط سخت زندگی شکایت دارد. تصاویر شعری مانند کشتی شکسته، ابر سیاه، دود و شمع، همه نشاندهندهی تاریکی و اندوه هستند. در عین حال، شاعر به نوعی پذیرش و گذر از این رنجها نیز اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، لحن غمگین و تصاویر تاریک ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۴۳۱ - کامم ز جهان گوهر نایاب برآمد
کامم ز جهان گوهر نایاب برآمد
نانم ز صدف خشکتر از آب برآمد ۱
بر کشتی صد پاره ی من بس که دلش سوخت
چون ابر سیه، دود ز گرداب برآمد ۲
از میکده بگذر که به گرداب خم می
هرکس که فرو رفت ز محراب برآمد ۳
از بس که مرا رشک به بی تابی او بود
کام دلم از کشتن سیماب برآمد! ۴
چون دود که خیزد از سر شمع، شبم را
این تیرگی از گوهر شب تاب برآمد ۵
در شعله خرامان رود آن گونه که گویی
پروانه به سیر شب مهتاب برآمد ۶
موقوف صفیری ست سلیم آگهی ما
از ناله ی بلبل دلم از خواب برآمد ۷
نانم ز صدف خشکتر از آب برآمد ۱
بر کشتی صد پاره ی من بس که دلش سوخت
چون ابر سیه، دود ز گرداب برآمد ۲
از میکده بگذر که به گرداب خم می
هرکس که فرو رفت ز محراب برآمد ۳
از بس که مرا رشک به بی تابی او بود
کام دلم از کشتن سیماب برآمد! ۴
چون دود که خیزد از سر شمع، شبم را
این تیرگی از گوهر شب تاب برآمد ۵
در شعله خرامان رود آن گونه که گویی
پروانه به سیر شب مهتاب برآمد ۶
موقوف صفیری ست سلیم آگهی ما
از ناله ی بلبل دلم از خواب برآمد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۰ - خراب لعل لبت کی شراب می گیرد
گوهر بعدی:شماره ۴۳۲ - در گدایی همت ما پادشاهی می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.