هوش مصنوعی: این شعر از حافظ، با استفاده از تصاویر طبیعت و نمادهای عرفانی، به موضوعاتی مانند عشق، مستی معنوی، رهایی از غم و ستایش معشوق می‌پردازد. شاعر از جنون عاشقانه، مستی بلبلان، رقص سرو و درد دل سخن می‌گوید و در نهایت به عشق الهی و فنا در معشوق اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعاره‌های پیچیده و نیاز به درک ادبیات کلاسیک فارسی، این شعر را برای مخاطبان نوجوان و بزرگسال مناسب می‌سازد.

شماره ۴۶۶ - وقت آن شد که جنون رخت به صحرا ببرد

وقت آن شد که جنون رخت به صحرا ببرد
دست خود سبزه سوی گردن مینا ببرد ۱

بلبلان جمله هم آواز شوند از مستی
سرو دستی ز پی رقص به بالا ببرد ۲

باخبر باش روی چون به چمن ای زاهد
گربه ی بید مبادا که دلت را ببرد! ۳

دل ما از غم ایام به تنگ است، مگر
صندل سرخ می این دردسر ما ببرد ۴

عشقبازان همه ناموس کش یعقوبیم
نگذاریم کزو صرفه زلیخا ببرد ۵

تا قیامت گل خورشید دمد از خاکش
هرکه از راه تو خاری به کف پا ببرد ۶

دل ما نیست همین بی رخش آشفته سلیم
این خزانی ست که رنگ از گل دیبا ببرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۶۵ - دلم آسوده شد تا در خم زلفش مکان دارد
گوهر بعدی:شماره ۴۶۷ - ای به خورشید سیاهی زده از روی سفید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.