هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه از درد هجران، شوق وصال، و رنج‌های عشق سخن می‌گوید. شاعر از دل‌آزرده، عشق نافرجام، و زیبایی معشوق با تصاویر شاعرانه مانند زلف، یاقوت، و لاله یاد می‌کند. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند رشک، گذرایی زندگی، و جستجوی حقیقت وجود دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و استعاره‌های ادبی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات نیاز دارد. همچنین، برخی مفاهیم مانند رنج عشق و هجران ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۴۶۵ - دلم آسوده شد تا در خم زلفش مکان دارد

دلم آسوده شد تا در خم زلفش مکان دارد
چو آن مرغی که بر شاخ بلندی آشیان دارد ۱

ز هجر و وصل می سوزد دلم یارب چه بخت است این
که یاقوت مرا، هم آب و هم آتش زیان دارد ۲

شب وصلم ز رشک غیر همچون روز هجران است
بهار گلشن ما چون حنا رنگ خزان دارد ۳

به کوی عشق او چون می توانم گم کنم خود را؟
که همچون لاله هر عضو من از داغی نشان دارد ۴

ملاحت هرکه می خواهد، به هندش رهنمایی کن
که حسن شورش انگیزش نمک در سرمه دان دارد ۵

درین گلشن مرا رحمی به حال لاله می آید
که داغ بی بقایی چون زر هندوستان دارد ۶

طلبکار دیانت چون کلیدیم اندرین بازار
متاعی را که می جوییم ما، قفل دکان دارد ۷

شکست پیکرم از اشک خونین می شود ظاهر
کزو هر قطره ای چون دانه ی نار استخوان دارد ۸

ز گفتارم سلیم آزرده ای جز خود نمی بینم
اگر خاری درین باغ است، دست باغبان دارد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۶۴ - همای شوق من بر قاف همت آشیان دارد
گوهر بعدی:شماره ۴۶۶ - وقت آن شد که جنون رخت به صحرا ببرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.