هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به معشوق و درد فراق سخن میگوید. او از دوستی و آگاهی از حال دوست، اشکهای بیقدر، سایهای که همچون دود شمع دور سر معشوق میگردد، و غمهایش که همچون سیل او را همراهی میکنند، صحبت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا، فهم آن را برای سنین پایینتر دشوار میکند.
شماره ۴۸۳ - خوش آنکه دوستی از دوست باخبر گردد
خوش آنکه دوستی از دوست باخبر گردد
هما به گرد سر مرغ نامه بر گردد ۱
اگر نمی طلبد در حریم دیده ترا
سرشک بهر چه در چشمم این قدر گردد ۲
تو چون خرام کنی، گر کسی دگر نبود
چو دود شمع، ترا سایه گرد سر گردد ۳
نگاهم از سر مژگان نمی کند پرواز
چنین بود چو پر و بال مرغ، تر گردد ۴
چنین که محو تماشای صورتی چون طفل
ترحم است به حالت، ورق چو برگردد ۵
بجز غبار دل خود سلیم چیزی نیست
که همچو سیل مرا توشه ی سفر گردد ۶
هما به گرد سر مرغ نامه بر گردد ۱
اگر نمی طلبد در حریم دیده ترا
سرشک بهر چه در چشمم این قدر گردد ۲
تو چون خرام کنی، گر کسی دگر نبود
چو دود شمع، ترا سایه گرد سر گردد ۳
نگاهم از سر مژگان نمی کند پرواز
چنین بود چو پر و بال مرغ، تر گردد ۴
چنین که محو تماشای صورتی چون طفل
ترحم است به حالت، ورق چو برگردد ۵
بجز غبار دل خود سلیم چیزی نیست
که همچو سیل مرا توشه ی سفر گردد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۲ - در چمن ای گلرخان تا چند منزل خوش کنید
گوهر بعدی:شماره ۴۸۴ - برگ عیشی قسمت ما نیست در بستان هند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.