هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از نارضایتی خود از شرایط زندگی و محیط اطرافش سخن میگوید. او خود را بلبل گلزار ایران میداند که در قفس تنگ زندگی گرفتار شده و از بوی سنبل و ریحان هند بیزار است. شاعر از شراب و کباب و بزم عیش دوری میجوید و دل به جمعیت خوبان نمیسپارد، زیرا به سامان هند اعتمادی ندارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از واژهها و مفاهیم مانند 'شراب' و 'بزم عیش' ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۴۸۴ - برگ عیشی قسمت ما نیست در بستان هند
برگ عیشی قسمت ما نیست در بستان هند
همزبان ما نشد جز طوطی از سبزان هند ۱
بلبل گلزار ایرانم، بدآموز گلم
بر نمی تابد دماغم سنبل و ریحان هند ۲
چون قفس تنگ است بر ما عندلیبان این چمن
ما گواه از موی سر داریم در زندان هند ۳
از شراب و از کباب بزم عیش ما مپرس
بی مژه چون آب ایران، بی نمک چون نان هند ۴
دل به جمعیت منه در طره ی خوبان سلیم
زان که چندان اعتباری نیست با سامان هند ۵
همزبان ما نشد جز طوطی از سبزان هند ۱
بلبل گلزار ایرانم، بدآموز گلم
بر نمی تابد دماغم سنبل و ریحان هند ۲
چون قفس تنگ است بر ما عندلیبان این چمن
ما گواه از موی سر داریم در زندان هند ۳
از شراب و از کباب بزم عیش ما مپرس
بی مژه چون آب ایران، بی نمک چون نان هند ۴
دل به جمعیت منه در طره ی خوبان سلیم
زان که چندان اعتباری نیست با سامان هند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۳ - خوش آنکه دوستی از دوست باخبر گردد
گوهر بعدی:شماره ۴۸۵ - نگاه از شوق دیدارت به چشم من نمی گنجد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.