هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که از تشبیهات و استعارههای زیبا برای بیان احساسات شاعر استفاده میکند. شاعر از عشق، انتظار، ناامیدی و حیرت در جهان سخن میگوید و از عناصر طبیعی مانند ساغر، آینه، گلستان و پروانه برای توصیف حالات خود بهره میبرد.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۵۰۴ - لب تو ساغر می را نمک به کار کند
لب تو ساغر می را نمک به کار کند
رخ تو آینه را چشم اشکبار کند ۱
گرفتم آنکه دهد وعده شاهد امید
دماغ کو که کسی صرف انتظار کند ۲
تهی ز شیوه ی کم فطرتی چو کاری نیست
به حیرتم که کسی در جهان چه کار کند ۳
بساط عرش به کوی تو گر شود در کار
زمانه خانه ی او بر خروس بار کند ۴
فضای گلشن هندوستان گلستانی ست
که نخل موم چو عنبر درو بهار کند ۵
کسی که سوخت چو پروانه ام سلیم، چه سود
که همچو شمع مرا گریه بر مزار کند ۶
رخ تو آینه را چشم اشکبار کند ۱
گرفتم آنکه دهد وعده شاهد امید
دماغ کو که کسی صرف انتظار کند ۲
تهی ز شیوه ی کم فطرتی چو کاری نیست
به حیرتم که کسی در جهان چه کار کند ۳
بساط عرش به کوی تو گر شود در کار
زمانه خانه ی او بر خروس بار کند ۴
فضای گلشن هندوستان گلستانی ست
که نخل موم چو عنبر درو بهار کند ۵
کسی که سوخت چو پروانه ام سلیم، چه سود
که همچو شمع مرا گریه بر مزار کند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰۳ - یاد ایامی که بلبل چون من محزون نبود
گوهر بعدی:شماره ۵۰۵ - چو می فروش به مینا شراب ناب کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.