هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، بیانگر اندوه و دلتنگی شاعر است که با تصاویری مانند بلبل محزون، شراب کهنه و سرو ناموزون، احساسات خود را بیان میکند. او از روزهای گذشته یاد میکند که همه چیز متفاوت بود و اکنون تنها شراب کهنه میتواند درد او را تسکین دهد. شعر همچنین به عشق و زیبایی معشوق اشاره دارد که همه چیز را تحتالشعاع قرار داده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین اشاره به شراب و مفاهیم عاشقانه ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۵۰۳ - یاد ایامی که بلبل چون من محزون نبود
یاد ایامی که بلبل چون من محزون نبود
همچو قمری، گفتگوی من به یک مضمون نبود ۱
از شراب کهنه شد آخر علاج درد ما
حکمت خم گر نمی شد، کار افلاطون نبود ۲
شاهدان باغ را معشوق ما رونق شکست
سرو را دیدیم، همچون قد او موزون نبود ۳
آبله دارد ز نقش پای من روی زمین
این قدر آوارگی در طالع مجنون نبود ۴
داد اگر جامی به دستم ساقی دوران سلیم
چون گرفتم جام را بر لب، درو جز خون نبود ۵
همچو قمری، گفتگوی من به یک مضمون نبود ۱
از شراب کهنه شد آخر علاج درد ما
حکمت خم گر نمی شد، کار افلاطون نبود ۲
شاهدان باغ را معشوق ما رونق شکست
سرو را دیدیم، همچون قد او موزون نبود ۳
آبله دارد ز نقش پای من روی زمین
این قدر آوارگی در طالع مجنون نبود ۴
داد اگر جامی به دستم ساقی دوران سلیم
چون گرفتم جام را بر لب، درو جز خون نبود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰۲ - یک تن به جهان خاطر وارسته ندارد
گوهر بعدی:شماره ۵۰۴ - لب تو ساغر می را نمک به کار کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.