هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، احساسات شاعر را نسبت به معشوق و وصال او بیان میکند. شاعر از رشک، عشق، و فراموشی سخن میگوید و از آیینه به عنوان نمادی از بازتاب و فراموشی استفاده میکند. همچنین، اشارهای به مفهوم دولت و سخنشنوی دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر وجود دارد که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۵۱۷ - رشکم ز گفتگوی تو خاموش می کند
رشکم ز گفتگوی تو خاموش می کند
نامت نمی برم که دلم گوش می کند ۱
آیینه را وصال تو خوش روی داده است
عشرت همیشه رند نمدپوش می کند ۲
بال هما به شهپر مصرع نمی رسد
دولت ازان طلب که سخن گوش می کند ۳
صورت نبست در دل ما کینه ی کسی
آیینه هرچه دید، فراموش می کند ۴
خواهد سلیم چید گلی از وصال او
خمیازه سخت خدمت آغوش می کند ۵
نامت نمی برم که دلم گوش می کند ۱
آیینه را وصال تو خوش روی داده است
عشرت همیشه رند نمدپوش می کند ۲
بال هما به شهپر مصرع نمی رسد
دولت ازان طلب که سخن گوش می کند ۳
صورت نبست در دل ما کینه ی کسی
آیینه هرچه دید، فراموش می کند ۴
خواهد سلیم چید گلی از وصال او
خمیازه سخت خدمت آغوش می کند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱۶ - خرم آن روزی که یاری جانب یاری رود
گوهر بعدی:شماره ۵۱۸ - ساقی دلگشای ما آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.