هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق، زیبایی معشوق، حیرتهای عاشقانه و مفاهیمی مانند زندگی و مرگ سخن میگوید. تصاویر شاعرانه مانند گرههای زلف، گل و لاله، و شیر و آهو به کار رفتهاند تا احساسات عمیق و متناقض عشق را بیان کنند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۵۲۱ - نه همین نازش مرا منع از رخ او می کند
نه همین نازش مرا منع از رخ او می کند
هر گره در زلف، کار چین ابرو می کند ۱
بی دماغی کرده است از بس که حالم را خراب
حیرتی دارم که گل را چون کسی بو می کند؟ ۲
چون گل رعنا رخش با لاله هرجا چهره شد
رنگ روی زرد من هم، پشتی او می کند ۳
در تمام عمر سازد جمع، برگ سوختن
زندگانی این چنین باید که هندو می کند ۴
خنده ی مستانه حد کیست در باغ جهان؟
محتسب اینجا دهان غنچه را بو می کند ۵
مرد، می باید که پا محکم کند اینجا سلیم
شیر دیبا را نهیب عشق، آهو می کند ۶
هر گره در زلف، کار چین ابرو می کند ۱
بی دماغی کرده است از بس که حالم را خراب
حیرتی دارم که گل را چون کسی بو می کند؟ ۲
چون گل رعنا رخش با لاله هرجا چهره شد
رنگ روی زرد من هم، پشتی او می کند ۳
در تمام عمر سازد جمع، برگ سوختن
زندگانی این چنین باید که هندو می کند ۴
خنده ی مستانه حد کیست در باغ جهان؟
محتسب اینجا دهان غنچه را بو می کند ۵
مرد، می باید که پا محکم کند اینجا سلیم
شیر دیبا را نهیب عشق، آهو می کند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲۰ - دل به تدبیر رهایی چو به سویم بیند
گوهر بعدی:شماره ۵۲۲ - مشاطه خم گیسوی جانانه نسازد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.