هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از سلیم، با تصاویر شاعرانه و احساسی عمیق، بیانگر درد فراق و عشق ناکام است. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا مانند آیینه، جام شراب، دل بلبل و طفل خردسال، احساسات خود را نسبت به معشوق بیان میکند و از بیتابی و اضطراب ناشی از این عشق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عاطفی عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، ممکن است برخی از مضامین مانند عشق ناکام و حسرت برای نوجوانان کمسنوسال سنگین باشد.
شماره ۵۳۶ - آیینه از خیال رخش آفتاب شد
آیینه از خیال رخش آفتاب شد
جام تهی ز یاد لبش پر شراب شد ۱
ساقی به دست او برسان زود باده را
کز حسرت لبش دل پیمانه آب شد ۲
در باغ بی لب تو کشیدم ز سینه آه
بر شاخ، غنچه چون دل بلبل کباب شد ۳
با چشم تر به یاد تو رفتیم ازین جهان
چون طفل خردسال که گریان به خواب شد ۴
بی طاقتی به کار محبت مکن سلیم
سیماب، کشته از سبب اضطراب شد ۵
جام تهی ز یاد لبش پر شراب شد ۱
ساقی به دست او برسان زود باده را
کز حسرت لبش دل پیمانه آب شد ۲
در باغ بی لب تو کشیدم ز سینه آه
بر شاخ، غنچه چون دل بلبل کباب شد ۳
با چشم تر به یاد تو رفتیم ازین جهان
چون طفل خردسال که گریان به خواب شد ۴
بی طاقتی به کار محبت مکن سلیم
سیماب، کشته از سبب اضطراب شد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۳۵ - کرشمه ی تو اگر دست از شراب کشد
گوهر بعدی:شماره ۵۳۷ - بعد ازین از باغ در گلخن وطن خواهیم کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.