هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دلتنگی و یکرنگی عشق میگوید و خود را بیرنگ و صاف مانند آب و آیینه توصیف میکند. او اشاره میکند که هیچکس برای شیشهاش وجود ندارد که از دل، سنگی در بغل نداشته باشد. همچنین، از نبود نوای مطرب و جای خالی سرود نوحهگر میگوید و در پایان تأکید میکند که از خون او تیغی رنگین نخواهد شد و هیچکس از او رنگی ندارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'ز خون ما نگردد تیغ رنگین' ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۵۵۸ - لبت چون غنچه دلتنگی ندارد
لبت چون غنچه دلتنگی ندارد
چو گل روی تو یکرنگی ندارد ۱
به اهل کفر و ایمان سینه صافم
چو آب، آیینه ام زنگی ندارد ۲
برای شیشه ی من هیچ کس نیست
که از دل، در بغل سنگی ندارد ۳
سرود نوحه گر را جای خالی ست
نوای مطرب آهنگی ندارد ۴
ز خون ما نگردد تیغ رنگین
سلیم از ما کسی رنگی ندارد ۵
چو گل روی تو یکرنگی ندارد ۱
به اهل کفر و ایمان سینه صافم
چو آب، آیینه ام زنگی ندارد ۲
برای شیشه ی من هیچ کس نیست
که از دل، در بغل سنگی ندارد ۳
سرود نوحه گر را جای خالی ست
نوای مطرب آهنگی ندارد ۴
ز خون ما نگردد تیغ رنگین
سلیم از ما کسی رنگی ندارد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۷ - به عمر خضر تغافل ز بی نیازی کرد
گوهر بعدی:شماره ۵۵۹ - به دل هر چیز بیند عشق آتشخو بسوزاند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.