هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند بینیازی، ظرافت، ناتوانی در مقابله با قدرتهای برتر، تحمل سختیها و فتح دلها میپردازد. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند خورشید، شیشه و سومنات، مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۵۷ - به عمر خضر تغافل ز بی نیازی کرد
به عمر خضر تغافل ز بی نیازی کرد
چو شانه هرکه به آن زلف دستبازی کرد ۱
نمی شود به ظرافت کسی حریف او را
توان چگونه به خورشید تیغ بازی کرد؟ ۲
درین زمانه که کاری به مدعا نشود
دگر چه کار توان جز زمانه سازی کرد؟ ۳
ز سنگ حادثه در هم شکست اندامش
چو شیشه هرکه به ساغر زبان درازی کرد ۴
سلیم، قصه ی محمود و سومنات مخوان
که فتح بتکده ی دل، سلیم غازی کرد ۵
چو شانه هرکه به آن زلف دستبازی کرد ۱
نمی شود به ظرافت کسی حریف او را
توان چگونه به خورشید تیغ بازی کرد؟ ۲
درین زمانه که کاری به مدعا نشود
دگر چه کار توان جز زمانه سازی کرد؟ ۳
ز سنگ حادثه در هم شکست اندامش
چو شیشه هرکه به ساغر زبان درازی کرد ۴
سلیم، قصه ی محمود و سومنات مخوان
که فتح بتکده ی دل، سلیم غازی کرد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۶ - من این دردی که دارم چاره اش آن سیمتن باشد
گوهر بعدی:شماره ۵۵۸ - لبت چون غنچه دلتنگی ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.