هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از گذر زمان، ناامیدی، عشق و رهایی سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند یوسف و سیل، احساسات عمیق خود را بیان میکند و به موضوعاتی مانند فناپذیری زندگی و زیباییهای گذرا اشاره دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و ادبی نیاز به دانش پیشزمینه دارد.
شماره ۵۹۰ - از جهان هرکه چو ما خرقه بدوشان گذرد
از جهان هرکه چو ما خرقه بدوشان گذرد
چشم بر هم نهد از سرمه فروشان گذرد ۱
اجل آید به سرم هردم و نومید رود
چون سخن چین که به اطراف خموشان گذرد ۲
چاره ی آفت ایام، تجرد نکند
سیل اینجا ز سر خانه بدوشان گذرد ۳
برگی از جلوه ی حسنت به چمن خالی نیست
همچو یوسف که به آیینه فروشان گذرد ۴
آمد از دیدن حالم به فغان عشق، سلیم
چون به ویرانه رسد سیل، خروشان گذرد ۵
چشم بر هم نهد از سرمه فروشان گذرد ۱
اجل آید به سرم هردم و نومید رود
چون سخن چین که به اطراف خموشان گذرد ۲
چاره ی آفت ایام، تجرد نکند
سیل اینجا ز سر خانه بدوشان گذرد ۳
برگی از جلوه ی حسنت به چمن خالی نیست
همچو یوسف که به آیینه فروشان گذرد ۴
آمد از دیدن حالم به فغان عشق، سلیم
چون به ویرانه رسد سیل، خروشان گذرد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸۹ - می تا به کی ز رنگم، در زیر ننگ باشد
گوهر بعدی:شماره ۵۹۱ - در گلستانی که هر زاغی خوش آوازی کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.