هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، بیانگر حالات عاشقانه و دلگرفتگی شاعر است. او از عشق و دیوانگی، طوفانهای زندگی، و ناامیدیها سخن میگوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم فلسفی مانند گذر زمان و ویرانی دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات نیاز به درک ادبی و تجربه زندگی دارد.
شماره ۵۹۶ - در سر کوی تو جمعند پریشانی چند
در سر کوی تو جمعند پریشانی چند
بند بر بند قبا بافته عریانی چند ۱
دل دیوانه ی ما زلف ترا در کار است
باید این سلسله را سلسله جنبانی چند ۲
کشتی ما نه چنان هم به کنار آمده است
که توان قطع نظر کرد ز طوفانی چند ۳
از دکانی که گشوده ست جنون، می پرسد
گل چو خمیازه کشان چاک گریبانی چند ۴
خوش نگردد دلم از گریه، که خرم نکند
خرمن سوخته را قطره ی بارانی چند ۵
یک نگین وار زمین است و هزاران جمشید
مانده از این ده ویران شده دهقانی چند ۶
شده مرهم طلب ای همنفسان زخم سلیم
نیست گر معدن الماس، نمکدانی چند ۷
بند بر بند قبا بافته عریانی چند ۱
دل دیوانه ی ما زلف ترا در کار است
باید این سلسله را سلسله جنبانی چند ۲
کشتی ما نه چنان هم به کنار آمده است
که توان قطع نظر کرد ز طوفانی چند ۳
از دکانی که گشوده ست جنون، می پرسد
گل چو خمیازه کشان چاک گریبانی چند ۴
خوش نگردد دلم از گریه، که خرم نکند
خرمن سوخته را قطره ی بارانی چند ۵
یک نگین وار زمین است و هزاران جمشید
مانده از این ده ویران شده دهقانی چند ۶
شده مرهم طلب ای همنفسان زخم سلیم
نیست گر معدن الماس، نمکدانی چند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹۵ - برای طعنه ی ما این همه چه در جوشند
گوهر بعدی:شماره ۵۹۷ - جرعه ای تا می خورد، خون در ایاغم می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.