هوش مصنوعی:
این شعر از درد عشق و رنجهای ناشی از بیوفایی و ناملایمات زندگی سخن میگوید. شاعر با تصاویری مانند خونریزی دل، دیوانگی، رانده شدن از باغ و سوختن پروانه در آتش چراغ، احساس تنهایی و رنج خود را بیان میکند. همچنین، از بیوفایی معشوق و تأثیرات تلخ آن بر زندگی خود گله میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'خون در ایاغم میکند' یا 'اشک خونین' ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، مضامین غمگین و احساسی شعر برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۵۹۷ - جرعه ای تا می خورد، خون در ایاغم می کند
جرعه ای تا می خورد، خون در ایاغم می کند
تا دماغی می رساند، بی دماغم می کند ۱
بس که چون دیوانگان آشفته می بیند مرا
باغبان با چوب گل بیرون ز باغم می کند ۲
قسمت من نیست هرگز مهربانی از کسی
چون صبا، پروانه خصمی با چراغم می کند ۳
بی تو هرگه می روم سوی چمن، در پای سرو
آب از خود رفتنی دارد که داغم می کند ۴
بلبلم، اما سلیم از بی وفایی های گل
اشک خونین در چمن همچشم زاغم می کند ۵
تا دماغی می رساند، بی دماغم می کند ۱
بس که چون دیوانگان آشفته می بیند مرا
باغبان با چوب گل بیرون ز باغم می کند ۲
قسمت من نیست هرگز مهربانی از کسی
چون صبا، پروانه خصمی با چراغم می کند ۳
بی تو هرگه می روم سوی چمن، در پای سرو
آب از خود رفتنی دارد که داغم می کند ۴
بلبلم، اما سلیم از بی وفایی های گل
اشک خونین در چمن همچشم زاغم می کند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹۶ - در سر کوی تو جمعند پریشانی چند
گوهر بعدی:شماره ۵۹۸ - زین گلستان تا قیامت، جوش بلبل کم مباد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.