هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی‌های فصل بهار و شکوفایی طبیعت می‌پردازد، اما در عین حال هشدارهایی درباره فتنه‌ها و آسیب‌های زندگی نیز دارد. شاعر از عشق، مستی گل‌ها، و شادی در بازار سخن می‌گوید، اما همچنین به خطراتی مانند سیل و فتنه اشاره می‌کند. در پایان، آرامش را در رسیدن به گلزار و دیر مغان جستجو می‌کند.
رده سنی: 15+ این شعر دارای مضامین عمیق عرفانی و اجتماعی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فتنه و آسیب نیاز به تجربه و درک بیشتری دارند که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود.

شماره ۶۰۸ - آیینه را چو نوبت دیدار می رسد

آیینه را چو نوبت دیدار می رسد
فصل بهار سبزه ی زنگار می رسد ۱

از بس که گل به باغ ز مستی شکفته است
آواز خنده بر سر بازار می رسد ۲

شوریده ی ترا گل آشفتگی کجا
تا سر سلامت به دستار می رسد؟ ۳

غافل مشو که سیل چو انداز فتنه کرد
آسیب او به صورت دیوار می رسد ۴

آن بلبلم که ناله ای از دل چو برکشم
خونم چو کبک تا سر منقار می رسد ۵

بنشین سلیم بر در دیر مغان که آب
آسوده می شود چو به گلزار می رسد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۰۷ - چو گل به آب روان شد، چو می به تاب آمد
گوهر بعدی:شماره ۶۰۹ - ای خوش آن روز که آن سیب ذقن سبز شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.