هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساسات عمیق و تجربیات عاطفی خود سخن میگوید. او از تشبیههای زیبایی مانند گل، می، اشک و خواب برای بیان حالات درونی خود استفاده میکند. همچنین، به فریبخوردگی و رنجهای عاطفی اشاره دارد و در نهایت، به آرامش و تسلیم در برابر شرایط میرسد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از تشبیهها و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۶۰۷ - چو گل به آب روان شد، چو می به تاب آمد
چو گل به آب روان شد، چو می به تاب آمد
چو اشک رفت ز چشم من و چو خواب آمد ۱
چه احتیاج به قاصد نیازمند ترا
که از صریر قلم، نامه را جواب آمد ۲
خیال می کنی از بس فریب و پرکاری
هزار بار به دنیا چو آفتاب آمد ۳
ز بس که خورده دل من فریب تشنه لبی
ز موج شعله به گوشم صدای آب آمد ۴
سلیم می برم امشب به پای خم شمعی
که پیر دیر، شب رفته ام به خواب آمد ۵
چو اشک رفت ز چشم من و چو خواب آمد ۱
چه احتیاج به قاصد نیازمند ترا
که از صریر قلم، نامه را جواب آمد ۲
خیال می کنی از بس فریب و پرکاری
هزار بار به دنیا چو آفتاب آمد ۳
ز بس که خورده دل من فریب تشنه لبی
ز موج شعله به گوشم صدای آب آمد ۴
سلیم می برم امشب به پای خم شمعی
که پیر دیر، شب رفته ام به خواب آمد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۰۶ - می بده ساقی که حسن باغ و بستان می رود
گوهر بعدی:شماره ۶۰۸ - آیینه را چو نوبت دیدار می رسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.