هوش مصنوعی:
این شعر از حسرت و اندوه ناشی از دوری معشوق و مصائب زندگی سخن میگوید. شاعر از نسیمی که از زلف معشوق میوزد یاد میکند و از درد فراق مینالد. او از نبود فرصت برای پیغام و نامه شکایت دارد و به قاصد میگوید که به مرگ نزدیک شدهاند. همچنین، شاعر به حوادث ناگوار زندگی اشاره میکند و از حسادت دیگران گله میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه و اندوهگین است که درک آن به بلوغ عاطفی و شناختی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۶۲۳ - خوش آن نسیم کزان زلف مشکسود آید
خوش آن نسیم کزان زلف مشکسود آید
به حال خویش دلم آنچنان که بود آید ۱
به باغ بی تو ز آهم همیشه گلچین را
چو شمع کشته ز انگشت بوی دود آید ۲
نمانده فرصت پیغام و نامه، ای قاصد
رسیده ایم به مردن، بگو که زود آید ۳
نزول حادثه است این خرابه، نیست عجب
اگر به خانه ی ما آسمان فرود آید ۴
خوش است، جامه اگر آسمان بدل سازد
که بوی ماتم ازین جامه ی کبود آید ۵
به غیر ازان که بگویی سلیم بی هنر است
دگر چه کار ز دست تو ای حسود آید؟ ۶
به حال خویش دلم آنچنان که بود آید ۱
به باغ بی تو ز آهم همیشه گلچین را
چو شمع کشته ز انگشت بوی دود آید ۲
نمانده فرصت پیغام و نامه، ای قاصد
رسیده ایم به مردن، بگو که زود آید ۳
نزول حادثه است این خرابه، نیست عجب
اگر به خانه ی ما آسمان فرود آید ۴
خوش است، جامه اگر آسمان بدل سازد
که بوی ماتم ازین جامه ی کبود آید ۵
به غیر ازان که بگویی سلیم بی هنر است
دگر چه کار ز دست تو ای حسود آید؟ ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۲۲ - به یاد زلفت از هر سینه بوی مشک می آید
گوهر بعدی:شماره ۶۲۴ - قدم هر کس به راه او نهد منزل نمی خواهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.