هوش مصنوعی: این شعر از حافظ، بیانگر ناامیدی و دلتنگی شاعر از روزگار و بی‌وفایی دنیاست. او از صبا می‌خواهد دعا و غبارش را به سوی نیازمندان ببرد و از روزگار شکایت می‌کند که تنها چاره‌اش صبر است. همچنین، اشاره‌ای به بی‌ارزشی وفاداری در نزد زیبارویان دارد و در پایان، با بی‌اعتنایی به فصل خزان، از بلبل می‌خواهد که از این باغ کوچ کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر، همچنین استفاده از استعاره‌ها و کنایه‌های پیچیده، درک کامل آن را برای مخاطبان جوان‌تر دشوار می‌سازد. این محتوا برای سنین بالاتر که توانایی تحلیل و درک بهتر مضامین ادبی را دارند مناسب‌تر است.

شماره ۶۷۱ - صبا دعای مرا سوی می گساران بر

صبا دعای مرا سوی می گساران بر
سلام خشکی ازین چشم تر به باران بر ۱

ملول شد دلت ای همنشین ز گریه ی ما
که گفته بود گل کاغذین به باران بر؟ ۲

حذر زگردش افلاک، خویش را چو غبار
به گوشه ای ز سر راه این سواران بر ۳

چه چاره کلفت ایام را به غیر از صبر
همیشه روز به شب همچو روزه داران بر ۴

متاع اهل وفا پیش گلرخان خوار است
صبا غبار مرا سوی خاکساران بر ۵

ازین چه باک جهان را سلیم فصل خزان
چون عندلیب ازین باغ گو هزاران بر ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۷۰ - ای دل ز آیینه تعلیم تن آسانی بگیر
گوهر بعدی:شماره ۶۷۲ - دارد از داغ دل من خاطر مرهم غبار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.