هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام، دلشکستگی و پریشانی روحی سخن میگوید. شاعر از بیتوجهی معشوق گلایه دارد و از دیگران میخواهد تا از دردهایش بپرسند. او همچنین به مفاهیمی مانند امید دراز (طول امل) و اسارت عشق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و روانشناختی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی از اشارات مانند «خون خود را میخورم» نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۶۸۹ - از دل آشفتگان شرح پریشانی بپرس
از دل آشفتگان شرح پریشانی بپرس
گر سراغ سیل می گیری، ز ویرانی بپرس ۱
گرچه او احوال من هرگز نپرسید از صبا
از من آن بی مهر را چندان که بتوانی بپرس ۲
شانه می آید به کار زلف در آشفتگی
آشنایان را در ایام پرشانی بپرس ۳
می روم از کویت، اما خون خود را می خورم
گر ز من باور نداری، از پشیمانی بپرس ۴
در جهان هر لحظه افزون می شود طول امل
معنی این نکته را از موی زندانی بپرس ۵
خانه زاد دودمان زلف خوبانم سلیم
با محبت نسبت من گر نمی دانی بپرس ۶
گر سراغ سیل می گیری، ز ویرانی بپرس ۱
گرچه او احوال من هرگز نپرسید از صبا
از من آن بی مهر را چندان که بتوانی بپرس ۲
شانه می آید به کار زلف در آشفتگی
آشنایان را در ایام پرشانی بپرس ۳
می روم از کویت، اما خون خود را می خورم
گر ز من باور نداری، از پشیمانی بپرس ۴
در جهان هر لحظه افزون می شود طول امل
معنی این نکته را از موی زندانی بپرس ۵
خانه زاد دودمان زلف خوبانم سلیم
با محبت نسبت من گر نمی دانی بپرس ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸۸ - مگذر ز می، ز باطن اهل صفا بترس
گوهر بعدی:شماره ۶۹۰ - راه شوقی نسپردم افسوس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.