هوش مصنوعی: متن بالا یک شعر عرفانی و فلسفی است که بر اهمیت وجود عناصر کوچک و ظریف در زندگی تأکید دارد، حتی اگر عناصر بزرگتر و پررنگ‌تر وجود نداشته باشند. شاعر با استفاده از تصاویر طبیعی مانند غنچه گل، کشتی، نسیم و لاله، پیام خود را درباره ارزش ذاتی و جوهره درونی اشیا و انسان‌ها بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند «وقت کشتن من» و «قتل» ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.

شماره ۷۰۷ - زخم دل کم نیست، سامان گر نباشد گو مباش

زخم دل کم نیست، سامان گر نباشد گو مباش
غنچه ی گل هست، پیکان گر نباشد گو مباش ۱

کشتی ما چشم دارد بر خطر همچون حباب
چون نسیمی هست، طوفان گر نباشد گو مباش ۲

آنکه وقت کشتن من رحم بر حالم نکرد
بعد قتلم هم پشیمان گر نباشد گو مباش ۳

منصب گلچینی باغی ندارم، در تنم
جامه را چون پوست، دامان گر نباشد گو مباش ۴

زینت ارباب معنی، جوهر ذاتی بس است
لاله در کوه بدخشان گر نباشد گو مباش ۵

هرکجا باشد ز کف مگذار جام می سلیم
سیر قزوین کن، صفاهان گر نباشد گو مباش ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۰۶ - درون کاسه ی سر دارم از جنون آتش
گوهر بعدی:شماره ۷۰۸ - شراب همچو گل و لاله خور ز ساغر خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.