هوش مصنوعی: این متن شعری است که از مضامین عرفانی و فلسفی مانند رهایی از تعلقات دنیوی، درد عشق، و ناامیدی از روزگار سخن می‌گوید. شاعر از وطن به عنوان منشأ رنج یاد می‌کند و خود را اسیر و بی‌پناه می‌بیند. همچنین، به مفاهیمی مانند عشق، غم، و سرنوشت پرداخته شده است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات حاوی مضامین غمگین و ناامیدکننده هستند که مناسب سنین بالاتر است.

شماره ۷۰۸ - شراب همچو گل و لاله خور ز ساغر خویش

شراب همچو گل و لاله خور ز ساغر خویش
پیاله همچو کدو کن ز کاسه ی سر خویش ۱

تعلق وطنم باعث صد آزار است
اسیر ورطه چو کشتی شدم ز لنگر خویش ۲

غبار غم ز دلم کم نمی شود هرگز
چه خاک بود که کردم ز عشق بر سر خویش ۳

شکایت از که کنم من، که روزگار افکند
مرا چو ماهی خنجر به دام جوهر خویش ۴

ز صد سپاه نگردد سلیم روگردان
چو عکس آینه هرکس شود برابر خویش ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۰۷ - زخم دل کم نیست، سامان گر نباشد گو مباش
گوهر بعدی:شماره ۷۰۹ - ز مژگان آب چشمم می زند جوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.