هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد عشق و سوز دل خود میگوید و بیان میکند که همچون لاله، دلش همیشه جایگاه درد و سوزش است. او عشق خود را با زراندوزی مقایسه میکند و میگوید که در راه عشق، دردهای بیشتری را تحمل میکند. شاعر همچنین اشاره میکند که هیچ سبزهای از خاک عاشقان نمیروید و هیچ مویی از جایی که جای درد است رشد نمیکند. در نهایت، او عشق خود را معجزهای میداند که در دستش مانند معجزهی موسی (ید بیضا) است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و دردهای عاطفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۷۳۰ - از سرم کی می رود هرگز برون سودای داغ
از سرم کی می رود هرگز برون سودای داغ
همچو لاله در دلم گرم است دایم جای داغ ۱
همچو آن منعم که او زر بر سر زر می نهد
در محبت می گذارم داغ بر بالای داغ ۲
سبزه ای هرگز ز خاک عاشقان سر برنزد
مو نمی روید ازان عضوی که باشد جای داغ ۳
بر سر هرکس گلی دیدم در ایام بهار
در سر شوریده ی من تازه شد سودای داغ ۴
در کمال من ندارد هیچ کس حرفی سلیم
معجز عشق است در دستم ید بیضای داغ ۵
همچو لاله در دلم گرم است دایم جای داغ ۱
همچو آن منعم که او زر بر سر زر می نهد
در محبت می گذارم داغ بر بالای داغ ۲
سبزه ای هرگز ز خاک عاشقان سر برنزد
مو نمی روید ازان عضوی که باشد جای داغ ۳
بر سر هرکس گلی دیدم در ایام بهار
در سر شوریده ی من تازه شد سودای داغ ۴
در کمال من ندارد هیچ کس حرفی سلیم
معجز عشق است در دستم ید بیضای داغ ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲۹ - زهی ز نور جبین تو در حجاب چراغ
گوهر بعدی:شماره ۷۳۱ - ز تاب گل ز بس افروخت آشیانه ی مرغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.