هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از دردها و رنج‌های درونی خود سخن می‌گوید. او با استفاده از استعاره‌ها و تصاویر شاعرانه مانند «خار در جگر» و «پای در حنا»، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند. شاعر از عشق، ملالت، اضطراب و ناامیدی می‌گوید و وجود خود را قفسی برای استخوان‌های همای شانس می‌داند. همچنین، او از گذر عمر و سرگشتگی خود اظهار حیرت می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و مضامین غم‌انگیز ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین و نامفهوم باشد.

شماره ۷۶۶ - ز سنگ رهگذر اندیشه ای کجا دارم

ز سنگ رهگذر اندیشه ای کجا دارم
به دست خویش چو از راستی عصا دارم ۱

به خواب، دولت وصل تو بر سرم آمد
گمان بری که به بالش پر هما دارم ۲

مبین شکفتگی ظاهرم، غم دل بین
که خار در جگر و پای در حنا دارم ۳

گذشت عمر به سرگشتگی، عجب حالی ست
که خاکم و روش سنگ آسیا دارم ۴

وجود لاغر من شد تمام طعمه ی عشق
فغان که در قفس استخوان هما دارم ۵

ز اضطراب به یک جا دمی قرارم نیست
سپند شوقم و آتش به زیرپا دارم ۶

سلیم بر دلم از بس نشسته گرد ملال
گمان بری به بغل مهر کربلا دارم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۶۵ - عشق کو تا مژه در خون جگر غوطه دهم
گوهر بعدی:شماره ۷۶۷ - دمید صبح و به باغ از پی هوا رفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.