هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از درد عشق، رنج‌های راه وصال، و جدایی سخن می‌گوید. شاعر خود را مانند پرنده‌ای می‌داند که به پرواز درآمده و نیازمند بال و پر نیست. او از خارهای راه عشق می‌نالد و خود را سایه‌ای از مرغان هوا می‌خواند. در پایان، از جهل و نادانی می‌گوید و تأکید می‌کند که نباید به گفتار نادرست اعتماد کرد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و جدایی نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۷۸۶ - مگذار ز دستم که گل باغ وفایم

مگذار ز دستم که گل باغ وفایم
بر دست تو شایسته تر از رنگ حنایم ۱

از بس به ره عشق درو خار خلیده ست
همچون دم ماهی شده هر پنجه ی پایم ۲

از فیض سبکروحی خود اوج گرفتم
محتاج پر و بال نیم، مرغ دعایم ۳

مشکل بود از نقش قدم نیز جدایی
در راه، چو خورشید، ازان رو به قفایم ۴

بی خار قدم قوت برخاستنم نیست
چون شعله ز خار کف پا بر سر پایم ۵

نتوان ز دویدن به تو ای دوست رسیدن
بر روی زمین، سایه ی مرغان هوایم ۶

فرزند خودم می شمرد مادر ایام
ای کاش بپرسند که فرزند کجایم ۷

همچشم سلیم از اثر جهل بود غیر
باور نکنی، جغد اگر گفت همایم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۸۵ - به کوی عشق خوبان تا گذشتم
گوهر بعدی:شماره ۷۸۷ - خوش آن روزی که می در هر چمن بی باک می خوردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.