هوش مصنوعی: این شعر عرفانی و عاشقانه، بیانگر وابستگی و عشق شاعر به معشوق و دنیای معنوی است. شاعر خود را مانند بلبلی در دامان گلچین توصیف می‌کند و از وحدت و روشنایی درون سخن می‌گوید. همچنین، اشاره‌ای به گم شدن خاتم جمشید و بستن بند به کاسه چوبین دارد که نمادی از فقر و عشق است. شاعر تأکید می‌کند که هدفش از غزل‌گویی، بیان ذوق درونی است و نه جلب تحسین دیگران.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات نمادین ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

شماره ۷۹۱ - خویش را بر محرمان آن بت چین بسته ایم

خویش را بر محرمان آن بت چین بسته ایم
بلبلیم و بال بر دامان گلچین بسته ایم ۱

محفل روشندلان را با چراغان کار نیست
خانه را از خویش چون آیینه آیین بسته ایم ۲

خاتم جمشید کز دست جهان گم گشته بود
ما گدایان بند ازو بر کاسه چوبین بسته ایم ۳

پای نتوانیم ازین وحدت سرا بیرون نهاد
ما حنا بر پای خود در خانه ی زین بسته ایم ۴

مطلب ما زین غزلگویی ست ذوق خود سلیم
ورنه زین ناقص حریفان، چشم تحسین بسته ایم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۹۰ - ز تنهایی چو مینا راز با پیمانه می گویم
گوهر بعدی:شماره ۷۹۲ - در سخن سنجی هرکس بتر از غمازیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.