هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساسات عمیق و تجربیات عاشقانه خود سخن میگوید. او از ناامیدی، درد دل، و بیقراری در عشق مینویسد و اشاره میکند که با وجود تمام هنرها و تواناییهایش، نام خود را در تاریخ ثبت نکرده است. تصاویر شعری مانند لاله داغدیده، دریا و شبنم، و ریگ ساعت به غنای متن افزودهاند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارهها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۸۳۰ - فصل گل رفت و به جام می دمی نگذاشتم
فصل گل رفت و به جام می دمی نگذاشتم
همچو لاله داغ دل را مرهمی نگذاشتم ۱
خنده ی موجم درین دریا کجا تر می کند؟
من که دریا را وجود شبنمی نگذاشتم ۲
در محبت بس که کردم خاک عالم را به سر
در دل آشفتگان گرد غمی نگذاشتم ۳
لب نهادم بر لب مینا و در لای شراب
همچو ریگ شیشه ی ساعت، نمی نگذاشتم ۴
صد هنر دارم پی آوازه همچون جم سلیم
نام خود را در طلسم خاتمی نگذاشتم ۵
همچو لاله داغ دل را مرهمی نگذاشتم ۱
خنده ی موجم درین دریا کجا تر می کند؟
من که دریا را وجود شبنمی نگذاشتم ۲
در محبت بس که کردم خاک عالم را به سر
در دل آشفتگان گرد غمی نگذاشتم ۳
لب نهادم بر لب مینا و در لای شراب
همچو ریگ شیشه ی ساعت، نمی نگذاشتم ۴
صد هنر دارم پی آوازه همچون جم سلیم
نام خود را در طلسم خاتمی نگذاشتم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲۹ - چو جای در صف طفلان کنم، ندیم شوم
گوهر بعدی:شماره ۸۳۱ - یاد ایامی که دامی همچو بلبل داشتیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.