هوش مصنوعی: این شعر به یاد روزهای گذشته می‌پردازد که شاعر و همراهانش در کنار طبیعت و زیبایی‌های آن مانند بلبل، گل و سنبل زندگی می‌کردند. آنها در جهانی زندگی می‌کردند که نازک‌دل بودند و با وجود مشکلات (خار و خس)، همچون گل زیبا بودند. شاعر از دوران مستی و بی‌خیالی یاد می‌کند و افسوس می‌خورد که آن روزها گذشته است. همچنین اشاره می‌کند که آنها هرگز به ترقی و پیشرفت نرسیدند و همیشه در حال تنزل بودند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و حسرت گذشته است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۸۳۱ - یاد ایامی که دامی همچو بلبل داشتیم

یاد ایامی که دامی همچو بلبل داشتیم
گاه با گل دستبازی، گه به سنبل داشتیم ۱

با جهان سودای ما نازکدلان صورت نبست
او چو آتش خاروخس می جست و ما گل داشتیم ۲

عالم مستی ست ساقی، دور ما را مگذران
رفت آن دوران که ما تاب تغافل داشتیم ۳

ناخدا برهم زن هنگامه ی ما زود شد
صحبتی با موج دریا بر سر پل داشتیم ۴

از ترقی نیست ما را قسمتی هرگز سلیم
رو چو درد شیشه ی می در تنزل داشتیم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۳۰ - فصل گل رفت و به جام می دمی نگذاشتم
گوهر بعدی:شماره ۸۳۲ - ای در ایام تو تیغ غمزه را الماس نام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.