هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از حیرت و سردرگمی خود در زندگی میگوید و بیان میکند که نمیداند چه میخواهد. او خود را به عناصر مختلف طبیعت مانند شمع، آفتاب، ابر، باد، برق و مور تشبیه میکند و تأکید میکند که نه آتش است، نه دود و نه خاکستر. در نهایت، او از ناتوانی در بیان خواستههایش و دریافت تنها دشنام از بخت بد شکایت میکند.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، برخی از تشبیهات و مفاهیم نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۳۳ - به حیرتم که ز گلشن چه چیز می خواهم
به حیرتم که ز گلشن چه چیز می خواهم
نه گل نه خار به دامن، چه چیز می خواهم ۱
چو شمع چیست درین انجمن مرا مقصود
چو آفتاب ز روزن چه چیز می خواهم ۲
چو ابر و باد، چه سرگشته ی گلستانم
چو برق و مور ز خرمن چه چیز می خواهم ۳
نه آتشم من و نه دودم و نه خاکستر
تمام عمر ز گلخن چه چیز می خواهم ۴
مثال ماست که می گفت کودکی گریان
به مادرش، که بگو من چه چیز می خواهم! ۵
سلیم چون به من از بخت بد بجز دشنام
نداد دوست، ز دشمن چه چیز می خواهم ۶
نه گل نه خار به دامن، چه چیز می خواهم ۱
چو شمع چیست درین انجمن مرا مقصود
چو آفتاب ز روزن چه چیز می خواهم ۲
چو ابر و باد، چه سرگشته ی گلستانم
چو برق و مور ز خرمن چه چیز می خواهم ۳
نه آتشم من و نه دودم و نه خاکستر
تمام عمر ز گلخن چه چیز می خواهم ۴
مثال ماست که می گفت کودکی گریان
به مادرش، که بگو من چه چیز می خواهم! ۵
سلیم چون به من از بخت بد بجز دشنام
نداد دوست، ز دشمن چه چیز می خواهم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳۲ - ای در ایام تو تیغ غمزه را الماس نام
گوهر بعدی:شماره ۸۳۴ - ما خس و خار از ره خوبان به دامن می کشیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.