هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از تقدیر و سرنوشت محتوم خود شکایت میکند و بیان میکند که با وجود سادهدلی و پاکی، مورد ظلم و کینهتوزی دیگران قرار گرفتهاند. ایشان خود را در تناقضاتی مانند گدایی و همای بودن، یا در قافلهی کعبه بودن ولی آبلهپا بودن توصیف میکنند. در نهایت، از اهل کرم میخواهند که به انصاف رفتار کنند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'سلسلهی بادهکشان' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۸۴۵ - تقدیر خدا را چه علاج است، گداییم
تقدیر خدا را چه علاج است، گداییم
در رزق سگ و گربه شریکیم، هماییم ۱
فریاد که از ساده دلی صاحب خرمن
برقیم [و] گمان برده که ما کاهرباییم ۲
با ما نشود سینه ی این کینه دلان صاف
چون آینه هرچند که از اهل صفاییم ۳
با مردم عالم نتوانیم به سر برد
ره بر سر خار و خس و ما آبله پاییم ۴
در سلسله ی باده کشان جام شرابیم
در قافله ی کعبه روان قبله نماییم ۵
هر نقش قدم پیشتر از ماست درین راه
چون چشم حسودان همه کس را به قفاییم ۶
یک بار نگفتید سلیم این چه خموشی ست
ای اهل کرم، بنده ی انصاف شماییم! ۷
در رزق سگ و گربه شریکیم، هماییم ۱
فریاد که از ساده دلی صاحب خرمن
برقیم [و] گمان برده که ما کاهرباییم ۲
با ما نشود سینه ی این کینه دلان صاف
چون آینه هرچند که از اهل صفاییم ۳
با مردم عالم نتوانیم به سر برد
ره بر سر خار و خس و ما آبله پاییم ۴
در سلسله ی باده کشان جام شرابیم
در قافله ی کعبه روان قبله نماییم ۵
هر نقش قدم پیشتر از ماست درین راه
چون چشم حسودان همه کس را به قفاییم ۶
یک بار نگفتید سلیم این چه خموشی ست
ای اهل کرم، بنده ی انصاف شماییم! ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴۴ - هرکه افتاد ز پا، خاک نشین من بودم
گوهر بعدی:شماره ۸۴۶ - اختیار گوشه درمان است، همت می کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.