هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از جایگاه خود در رابطه با معشوق یا خداوند سخن میگوید. او خود را خاکسار و خدمتگزار معشوق میداند و از افتخار خدمت و نزدیکی به او یاد میکند. شاعر از روزهایی میگوید که در حضور معشوق بود و اکنون دیگران جای او را گرفتهاند. همچنین، او از رازداری و وفاداری خود سخن میگوید و از حسادت و ناکامیهای خود در عشق مینالد.
رده سنی:
15+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده در شعر، برای مخاطبان زیر 15 سال ممکن است دشوار باشد.
شماره ۸۴۴ - هرکه افتاد ز پا، خاک نشین من بودم
هرکه افتاد ز پا، خاک نشین من بودم
هرکه آمد به زمین، نقش زمین من بودم ۱
شوق، سرخیل صف اهل نیازم کرده ست
سجده ای هرکه ترا کرد، جبین من بودم ۲
راز خود کرد وصیت همه با من مجنون
بر سر او نفس بازپسین من بودم ۳
آستان بوس رکاب تو که را قدرت بود
با تو آن روز که همخانه ی زین من بودم ۴
این زمان غیر من آنجا همه کس ره دارد
یاد روزی که در آن بزم، همین من بودم ۵
سعی من کردم و شد وصل نصیب دشمن
دیگری صید تو کرد و به کمین من بودم ۶
هر کف خاک، به جولانگه شه می گوید
پیش ازین پادشه روی زمین من بودم ۷
در چمن بود قیامت ز فغان دوش سلیم
بلبلان را چه گنه، باعث این من بودم ۸
هرکه آمد به زمین، نقش زمین من بودم ۱
شوق، سرخیل صف اهل نیازم کرده ست
سجده ای هرکه ترا کرد، جبین من بودم ۲
راز خود کرد وصیت همه با من مجنون
بر سر او نفس بازپسین من بودم ۳
آستان بوس رکاب تو که را قدرت بود
با تو آن روز که همخانه ی زین من بودم ۴
این زمان غیر من آنجا همه کس ره دارد
یاد روزی که در آن بزم، همین من بودم ۵
سعی من کردم و شد وصل نصیب دشمن
دیگری صید تو کرد و به کمین من بودم ۶
هر کف خاک، به جولانگه شه می گوید
پیش ازین پادشه روی زمین من بودم ۷
در چمن بود قیامت ز فغان دوش سلیم
بلبلان را چه گنه، باعث این من بودم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۸۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴۳ - ما چشم به لطف جم و کاوس نداریم
گوهر بعدی:شماره ۸۴۵ - تقدیر خدا را چه علاج است، گداییم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.