هوش مصنوعی: شاعر در این متن از حالات روحی خود سخن می‌گوید که گاه مست و گاه در خمار است. او از دل شکسته و اشک‌هایش مانند گل یاد می‌کند و خود را آیینه‌ای شکسته می‌داند. شاعر از شرمساری خود در برابر نسیم و دوری از عالم خاک سخن می‌گوید و احساس می‌کند مانند مرغانی است که در قفس گرفتار شده‌اند. در نهایت، او از گذراندن بهاری افسرده بدون حضور معشوق خود می‌نالد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و غمگین است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'مستی' و 'خمار' ممکن است برای گروه‌های سنی پایین نامناسب باشد.

شماره ۸۴۷ - گه مستم و گاه در خمارم

گه مستم و گاه در خمارم
این است تمام عمر کارم ۱

از پاره ی دل، سرشک چون گل
آیینه شکسته در کنارم ۲

چندم ببرد به سیر گلشن؟
از روی نسیم، شرمسارم ۳

از عالم خاک، پای عنقا
ببریده ز تیغ کوهسارم ۴

پیچیده ام آنچنان که افتند
مرغان به قفس ز شاخسارم ۵

بی آن گل رو، سلیم بگذشت
افسرده تر از خزان، بهارم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۴۶ - اختیار گوشه درمان است، همت می کنم
گوهر بعدی:شماره ۸۴۸ - نوبهار است، چو گل فکر قدح نوشی کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.