هوش مصنوعی:
این شعر از سلیم، شاعر فارسی، به موضوعاتی مانند عشق، رهایی، و تفاوت بین دیدگاههای مادی و معنوی میپردازد. شاعر از زمین و آسمان به عنوان نمادهایی برای محدودیت و آزادی استفاده میکند و به ناتوانی انسان در درک رازهای عشق و هستی اشاره دارد. همچنین، او به مقایسهای بین دیدگاههای خود و دیگران (مانند مسیحا) میپردازد و از شکست و غم به عنوان بخشی از زندگی یاد میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و غم نیاز به درک بالاتری از زندگی دارد.
شماره ۸۵۰ - تا به کی بر من شکست آید چو مینا از زمین
تا به کی بر من شکست آید چو مینا از زمین
می گریزم بر فلک همچون مسیحا از زمین ۱
دارد از جای دگر سررشته در کف ریشه ام
آب و رنگم نیست چون گل های دیبا از زمین ۲
در گلستانی که چون گل ما درو پرورده ایم
همچو نیلوفر برآید آسمان ها از زمین ۳
آن که در قید خود است از راز عشق آگاه نیست
آسمان را می کند دایم تماشا از زمین ۴
ما به این دون همتی چون با مسیحا دم زنیم؟
او سخن از آسمان می گوید و ما از زمین ۵
گر نداری می، به گلشن رو که آنجا چون روی
ساغر می می شود چون لاله پیدا از زمین ۶
چون نشینم از پی آسودگی، کز شوق او
همچو افلاکم رسیده هفت اعضا بر زمین ۷
از غبار غم خلاصی نیست هرجا می رویم
گرد باشد بیشتر در روی دریا از زمین ۸
گفتگویی سر کنیم از عالم دیگر سلیم
تا به کی گوید کسی از آسمان یا از زمین ۹
می گریزم بر فلک همچون مسیحا از زمین ۱
دارد از جای دگر سررشته در کف ریشه ام
آب و رنگم نیست چون گل های دیبا از زمین ۲
در گلستانی که چون گل ما درو پرورده ایم
همچو نیلوفر برآید آسمان ها از زمین ۳
آن که در قید خود است از راز عشق آگاه نیست
آسمان را می کند دایم تماشا از زمین ۴
ما به این دون همتی چون با مسیحا دم زنیم؟
او سخن از آسمان می گوید و ما از زمین ۵
گر نداری می، به گلشن رو که آنجا چون روی
ساغر می می شود چون لاله پیدا از زمین ۶
چون نشینم از پی آسودگی، کز شوق او
همچو افلاکم رسیده هفت اعضا بر زمین ۷
از غبار غم خلاصی نیست هرجا می رویم
گرد باشد بیشتر در روی دریا از زمین ۸
گفتگویی سر کنیم از عالم دیگر سلیم
تا به کی گوید کسی از آسمان یا از زمین ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴۹ - دهد به ذره چو خورشید آب و تاب، سخن
گوهر بعدی:شماره ۸۵۱ - مطرب از دستت گر آید، ناخنی بر چنگ زن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.