هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که با وجود تلاش برای روی آوردن به دیگران، دل و جانش همچنان درگیر عشق معشوق است. او از نگاه معشوق به دیگران گلایه دارد و تأکید میکند که هیچکس نمیتواند جایگاه معشوق را بگیرد. همچنین، شاعر به ناتوانی در رهایی از این عشق اشاره میکند و از تأثیر عمیق معشوق بر روح و روان خود میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از واژهها و استعارههای بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارند.
شماره ۸۵۷ - از کوی عشقت ای بت دلجوی دیگران
از کوی عشقت ای بت دلجوی دیگران
رفتم که جا کنم به سر کوی دیگران ۱
چون بینمت به غیر، که دیدن نمی توان
تیر ترا نشسته به پهلوی دیگران ۲
در مذهب دلم که سجود تو می کند
محراب کج بود خم ابروی دیگران ۳
لاف از نسب مزن که به مانند آینه
آدم نمی شود کسی از روی دیگران ۴
در عاشقی چه فیضی ببیند ز دل سلیم؟
تعویذ خویش بسته به بازوی دیگران ۵
رفتم که جا کنم به سر کوی دیگران ۱
چون بینمت به غیر، که دیدن نمی توان
تیر ترا نشسته به پهلوی دیگران ۲
در مذهب دلم که سجود تو می کند
محراب کج بود خم ابروی دیگران ۳
لاف از نسب مزن که به مانند آینه
آدم نمی شود کسی از روی دیگران ۴
در عاشقی چه فیضی ببیند ز دل سلیم؟
تعویذ خویش بسته به بازوی دیگران ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۵۶ - چه آب و خاک و چه نیکویی سرشت است این
گوهر بعدی:شماره ۸۵۸ - دشمن خود گرنه ای، ما را به خود دشمن مکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.