هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از ناپایداری دنیا و دلتنگی برای وطن و یاران سخن میگوید. او از تغییرات زندگی و دوری از خانه و کاشانه شکایت دارد و یادآور میشود که با وجود نعمتهای فراوان، هنوز دلش برای زادگاهش تنگ میشود. شعر با حس حسرت و غم همراه است و شاعر از خواننده میخواهد که با این غم کنار بیاید.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اشارات تاریخی و جغرافیایی ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۸۸۵ - نتوان یافت دلی خوش به جهان ای کاکو
نتوان یافت دلی خوش به جهان ای کاکو
چه روی گاه سوی گنجه و گاهی باکو؟ ۱
طرفه عهدی ست، که انگشت تحیر شده است
آشنای همه لب، همچو نی تنباکو ۲
ای که از لطف، نگهدار همه دل هایی
دل یاران همه بر جای خود است، از ما کو؟ ۳
به سفر می روم و بسته به دل مهر وطن
رشته ای از پی باز آمدنم چون ماکو ۴
نعمت هند فراوان بود، اما نرود
یاد گیلان ز دل و حسرت نان لاکو ۵
با غم آن به که بسازیم درین دور سلیم
بوده زین پیش نشاطی به جهان، حالا کو؟ ۶
چه روی گاه سوی گنجه و گاهی باکو؟ ۱
طرفه عهدی ست، که انگشت تحیر شده است
آشنای همه لب، همچو نی تنباکو ۲
ای که از لطف، نگهدار همه دل هایی
دل یاران همه بر جای خود است، از ما کو؟ ۳
به سفر می روم و بسته به دل مهر وطن
رشته ای از پی باز آمدنم چون ماکو ۴
نعمت هند فراوان بود، اما نرود
یاد گیلان ز دل و حسرت نان لاکو ۵
با غم آن به که بسازیم درین دور سلیم
بوده زین پیش نشاطی به جهان، حالا کو؟ ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸۴ - بسته کمر کینم، از قبضه کمان او
گوهر بعدی:شماره ۸۸۶ - کنم نهفته برین عالم دو رنگ نگاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.