هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، با تصاویر زیبا و استعارههای غنی، به توصیف فضای مینوشی و عشق میپردازد. شاعر از لالههای باغ و هوای چمن سخن میگوید و مستی و عروج را به خاکساری مستان تشبیه میکند. همچنین، از گنج سعادت و جمشید یاد میکند و عشق به لعل لب یار را با خون گرم تاک مقایسه میکند. در نهایت، اشاره میکند که حتی سلیم بیهوش نیز از آرزوی مینوشی مست میشود.
رده سنی:
18+
این شعر حاوی مضامین عرفانی و استعارههای شراب و مستی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، درک عمیق این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی و مفاهیم عرفانی دارد.
شماره ۸۸۷ - بیا که باغ شد از لاله کوی میخانه
بیا که باغ شد از لاله کوی میخانه
هوا کشید چمن را به روی میخانه ۱
به خاکساری مستان بود عروج دگر
سپهر رشک برد بر سبوی میخانه ۲
کلید گنج سعادت ز موج می باشد
نگین جم طلب از خاکشوی میخانه ۳
ز شوق لعل تو چون خون گرم از رگ تاک
به پای خویش دود می به سوی میخانه ۴
دگر ز گوشه ی چشمی سلیم بیهوش است
که مست او نکند آرزوی میخانه ۵
هوا کشید چمن را به روی میخانه ۱
به خاکساری مستان بود عروج دگر
سپهر رشک برد بر سبوی میخانه ۲
کلید گنج سعادت ز موج می باشد
نگین جم طلب از خاکشوی میخانه ۳
ز شوق لعل تو چون خون گرم از رگ تاک
به پای خویش دود می به سوی میخانه ۴
دگر ز گوشه ی چشمی سلیم بیهوش است
که مست او نکند آرزوی میخانه ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸۶ - کنم نهفته برین عالم دو رنگ نگاه
گوهر بعدی:شماره ۸۸۸ - در دل تنگم شراب ناب می گردد گره
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.