هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از ناکامی‌های عاشقانه و بی‌فایده بودن برخی تلاش‌ها در عشق سخن می‌گوید. او از دوری معشوق، نامهربانی‌ها و بی‌ثمری برخی آرزوها شکایت دارد و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند تشنگی در بیابان و آتش وادی شب، احساسات خود را بیان می‌کند. همچنین، به نقد برخی ارزش‌های ظاهری مانند بهشت و حورالعین می‌پردازد و بر بی‌معنایی آنها در غیاب معشوق تأکید می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی، استفاده از استعاره‌ها و کنایه‌های پیچیده، و نگاه انتقادی به برخی باورهای رایج، درک این شعر را برای مخاطبان جوان‌تر دشوار می‌کند. این محتوا برای کسانی مناسب است که توانایی تحلیل مفاهیم انتزاعی و احساسات پیچیده را دارند.

شماره ۸۹۶ - روز و شبم اگر به حضوری چه فایده

روز و شبم اگر به حضوری چه فایده
نامهربان و طفل [و] غیوری چه فایده ۱

همچون زلال بادیه از تشنگی مرا
شیرین به چشم آیی و شوری چه فایده ۲

در چشم من چو آتش وادی شب وصال
نزدیک می نمایی و دوری چه فایده ۳

خاطر مرا ز وصل گل و لاله نشکفد
زینها به هرکجا تو ضروری چه فایده ۴

ساقی فکنده از نظر ما بهشت را
زاهد همان تو در پی حوری چه فایده ۵

مست از شراب جام سلیمانی و هنوز
دلتنگ تر سلیم ز موری چه فایده ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۹۵ - جهان تنگ چو چاه است و ما کبوتر چاه
گوهر بعدی:شماره ۸۹۷ - هرکه می خواهد ترا، سامان نمی دارد نگاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.