هوش مصنوعی:
این شعر از حسرت و عشق ناکام سخن میگوید. شاعر خود را آشفتهتر از موی پیچیده و سوخته از درد عشق توصیف میکند و از جستجوی بیفرجام وصال معشوق گلایه دارد. او از فتنههای عشق و نگاههای معشوق میگوید که دل را میآشوبد و از بیوفایی و بیتوجهی معشوق شکایت میکند. در نهایت، شاعر به ناتوانی خود در رسیدن به معشوق و حسرتهایش اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند حسرت و دلآشوبی نیاز به تجربهی عاطفی بیشتری دارد.
شماره ۹۱۹ - من کیستم، آشفته تر از طره ی آهی
من کیستم، آشفته تر از طره ی آهی
چون داغ، جگرسوخته ی خانه سیاهی ۱
تا چند سراسیمه به بوی گل وصلت
چون آب دوم در رگ هر شاخ گیاهی ۲
هر مو ز خم کاکلش آشوب دل ماست
صد فتنه ندیده ست کسی بر سر ماهی ۳
سلک گهر راز کند عشق سبکدست
چون بافته شد تار نگاهی به نگاهی ۴
در هند، دریغا که نشد جذبه ی شوقم
چون برق، کمندافکن آهوی سیاهی ۵
رحمی، که به این حسن و لطافت نتوان کرد
چون صورت چین از تو قناعت به نگاهی ۶
عیب است که بینند بجز روی دل از ما
چون از نمد آینه داریم کلاهی ۷
در دعوی دل چیست سلیم این همه فریاد
منکر شده آن زلف و ترا نیست گواهی ۸
چون داغ، جگرسوخته ی خانه سیاهی ۱
تا چند سراسیمه به بوی گل وصلت
چون آب دوم در رگ هر شاخ گیاهی ۲
هر مو ز خم کاکلش آشوب دل ماست
صد فتنه ندیده ست کسی بر سر ماهی ۳
سلک گهر راز کند عشق سبکدست
چون بافته شد تار نگاهی به نگاهی ۴
در هند، دریغا که نشد جذبه ی شوقم
چون برق، کمندافکن آهوی سیاهی ۵
رحمی، که به این حسن و لطافت نتوان کرد
چون صورت چین از تو قناعت به نگاهی ۶
عیب است که بینند بجز روی دل از ما
چون از نمد آینه داریم کلاهی ۷
در دعوی دل چیست سلیم این همه فریاد
منکر شده آن زلف و ترا نیست گواهی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۱۸ - جامه ی قد اوست زیبایی
گوهر بعدی:شماره ۹۲۰ - در دلی دایم مرا، در سینه پیدا نیستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.