هوش مصنوعی: این شعر از نبودن و غیبت یک همدم دیرینه و غمگین سخن می‌گوید. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند عکس آب در آیینه و کعبه، احساس تنهایی و حیرت خود را بیان می‌کند. او از غیبت این همراه قدیمی در شب‌های خاص مانند شب جمعه اظهار تأسف می‌کند و به دنبال پاسخ برای این ناپدید شدن است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عرفانی و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و مضامین عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۹۲۰ - در دلی دایم مرا، در سینه پیدا نیستی

در دلی دایم مرا، در سینه پیدا نیستی
همچو عکس آب در آیینه پیدا نیستی ۱

چند روزی شد که ای غم از دل ما رفته ای
ای حریف و همدم دیرینه پیدا نیستی ۲

کعبه را نازم که مستی را درو تعطیل نیست
در کجایی ای شب آدینه پیدا نیستی ۳

رفته ای در جامه ی دیگر مگر صوفی که باز
در درون خرقه ی پشمینه پیدا نیستی ۴

ای گرامی گوهر از چشمم کجا رفتی چو اشک
جای تو خالی ست در گنجینه پیدا نیستی ۵

حیرتی دارم که هرشب از چه در محفل سلیم
حاضری، اما شب آدینه پیدا نیستی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۱۹ - من کیستم، آشفته تر از طره ی آهی
گوهر بعدی:شماره ۹۲۱ - با کسی کی می کنم در عشقبازی همرهی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.