هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از احساس تنهایی، بینوایی و بیوفایی میگوید. او با تصاویری مانند جام خالی، کاسه گدایی و تسبیح کربلایی، حالتی غمگین و حسرتبار را به تصویر میکشد. همچنین از عشق نافرجام و نامهربانی یار سخن میگوید و آرزوی بازگشت به روزهای آغاز آشنایی را دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم نمادین ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۹۲۷ - در کوی می فروشان، گردم ز بینوایی
در کوی می فروشان، گردم ز بینوایی
در دست جام خالی، چون کاسه ی گدایی ۱
در صبح از سفیدی چون شیر می نماید
مستان ز دختر رز، سازند مومیایی ۲
در کوی بی وفایان دانی سرشک من چیست
چون پیش اهل کوفه، تسبیح کربلایی ۳
کو آن که در اشارت با من ترا هر انگشت
پیچیده نامه ای بود از کاغذ حنایی ۴
چشم و دل و زبانی داری، که کس مبیناد!
ای همچو گل سراپا سامان بی وفایی ۵
آن گل سلیم آخر نامهربان برآمد
خوش آن که بود با او آغاز آشنایی ۶
در دست جام خالی، چون کاسه ی گدایی ۱
در صبح از سفیدی چون شیر می نماید
مستان ز دختر رز، سازند مومیایی ۲
در کوی بی وفایان دانی سرشک من چیست
چون پیش اهل کوفه، تسبیح کربلایی ۳
کو آن که در اشارت با من ترا هر انگشت
پیچیده نامه ای بود از کاغذ حنایی ۴
چشم و دل و زبانی داری، که کس مبیناد!
ای همچو گل سراپا سامان بی وفایی ۵
آن گل سلیم آخر نامهربان برآمد
خوش آن که بود با او آغاز آشنایی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۲۶ - در دعوی عشق تو نه آهی، نه فغانی
گوهر بعدی:شماره ۹۲۸ - بود در گشت باغ آشنایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.