هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از درد و رنج عشق و جدایی میگوید. او خود را مانند تیغی در معرکهای توصیف میکند که تنها زبان دارد و نه آهی و نه فغانی. شاعر از شکوه و عظمت معشوق سخن میگوید و خود را در برابر آن خاموش و درمانده میبیند. او از سودای گل و باغ عشق میگوید و خود را مانند شمعی میداند که بر سر خود برگ خزان میزند. در نهایت، شاعر از دیوانگی و سرگشتگی خود در بیابان عشق سخن میگوید و از پیچ و تابهای روحی خود در آرزوی وصال معشوق.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و روحی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۹۲۶ - در دعوی عشق تو نه آهی، نه فغانی
در دعوی عشق تو نه آهی، نه فغانی
چون تیغ درین معرکه ماییم و زبانی ۱
می آید و دارد ز پی جان اسیران
چین در خم ابرو، چو خدنگی به کمانی ۲
خاموش ازان گشته ام از شکوه که دارم
همچون گره ابروی او قفل زبانی ۳
سودای گلم نیست، همان به که ازین باغ
چون شمع زنم بر سر خود برگ خزانی ۴
در بادیه گیرد خبر از مجمع طفلان
دیوانه ز هر قافله ی ریگ روانی ۵
بر خود چه سلیم از پی هیچ این همه پیچم
مویی شدم از آرزوی موی میانی ۶
چون تیغ درین معرکه ماییم و زبانی ۱
می آید و دارد ز پی جان اسیران
چین در خم ابرو، چو خدنگی به کمانی ۲
خاموش ازان گشته ام از شکوه که دارم
همچون گره ابروی او قفل زبانی ۳
سودای گلم نیست، همان به که ازین باغ
چون شمع زنم بر سر خود برگ خزانی ۴
در بادیه گیرد خبر از مجمع طفلان
دیوانه ز هر قافله ی ریگ روانی ۵
بر خود چه سلیم از پی هیچ این همه پیچم
مویی شدم از آرزوی موی میانی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۲۵ - به ناله فاش مکن راز دل ز غمازی
گوهر بعدی:شماره ۹۲۷ - در کوی می فروشان، گردم ز بینوایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.