هوش مصنوعی:
این شعر از دیوان حافظ با درونمایهای عاشقانه و عرفانی، بیانگر درد عشق، انتظار و ناامیدی است. شاعر از زخمهای عشق و بیتوجهی معشوق مینالد و آرزو میکند کسی به حالش ترحم کند. او عشق را کاری دشوار و تنها میداند که نیازمند فداکاری است. همچنین، اشارهای به غربت و سفر دارد و از ارزش کشف گنجهای پنهان در زندگی سخن میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتزاعی آن نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۳۴ - ای کاش زخم سینه ی ما واکند کسی
ای کاش زخم سینه ی ما واکند کسی
شاید ترحمی به دل ما کند کسی ۱
از ما چو برق می گذرد آفتاب ما
کو فرصتی که عرض تمنا کند کسی ۲
تکلیف جلوه قامت او را ز عقل نیست
آن فتنه را برای چه برپا کند کسی ۳
کس را چو تاب دیدن او نیست در جهان
گردد چه آفتاب که پیدا کنی کسی؟ ۴
خسرو به طعنه گفت که پنداشت کوهکن
کاری ست کار عشق که تنها کند کسی ۵
خورشید هرکجا که حدیث تو بشنود
باید که اضطراب تماشا کند کسی! ۶
نام وطن، ملال غریبی فزون کند
باید سفر به شیوه ی عنقا کند کسی ۷
سهل است زر به خاک چو خورشید ریختن
از خاک، زر خوش است که پیدا کند کسی ۸
ای دل چه پیش می روی، آن به که در جهان
از دور چون ستاره تماشا کند کسی ۹
دیوانگی سلیم به جایی نمی رسد
خود را به کوی عشق چه رسوا کند کسی ۱۰
شاید ترحمی به دل ما کند کسی ۱
از ما چو برق می گذرد آفتاب ما
کو فرصتی که عرض تمنا کند کسی ۲
تکلیف جلوه قامت او را ز عقل نیست
آن فتنه را برای چه برپا کند کسی ۳
کس را چو تاب دیدن او نیست در جهان
گردد چه آفتاب که پیدا کنی کسی؟ ۴
خسرو به طعنه گفت که پنداشت کوهکن
کاری ست کار عشق که تنها کند کسی ۵
خورشید هرکجا که حدیث تو بشنود
باید که اضطراب تماشا کند کسی! ۶
نام وطن، ملال غریبی فزون کند
باید سفر به شیوه ی عنقا کند کسی ۷
سهل است زر به خاک چو خورشید ریختن
از خاک، زر خوش است که پیدا کند کسی ۸
ای دل چه پیش می روی، آن به که در جهان
از دور چون ستاره تماشا کند کسی ۹
دیوانگی سلیم به جایی نمی رسد
خود را به کوی عشق چه رسوا کند کسی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۳۳ - برنمی خیزد نوای بلبلی از گلشنی
گوهر بعدی:شماره ۹۳۵ - خوش بود گر ز سر هر هوسی برخیزی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.