هوش مصنوعی: شعری عاشقانه و غمگین که از ناکامی‌های عشقی، دردهای درونی و بی‌وفایی‌ها می‌گوید. شاعر از عشق نافرجام، آتش درون، و تنهایی خود سخن می‌گوید و با تصاویر شعری مانند بلبل، گل، آتش، و دود، احساسات خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاطفی عمیق، ناامیدی و درد عشقی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند مستی و استعاره‌های پیچیده، درک متن را برای سنین پایین‌تر دشوار می‌کند.

شماره ۹۳۳ - برنمی خیزد نوای بلبلی از گلشنی

برنمی خیزد نوای بلبلی از گلشنی
دود آهی نیست از دیوانه ای در گلخنی ۱

دیگران را من چرا باید کنم تحریک عشق؟
همچو گل دارم برای آتش خود دامنی ۲

این چنین کان بی وفا قصد دل من می کند
دشمنی هرگز نمی تازد به قلب دشمنی ۳

آتشم در جان زد و دامن کشان از من گذشت
برق هرگز این چنین نگذشته است از خرمنی ۴

شوق در هرجا که تعلیم سبکباری دهد
بر تن عیسی کند هر موی، کار سوزنی ۵

ساکن بیت الحزن داغ است از تجرید من
کز عزیزان نیستم شرمنده ی پیراهنی ۶

داردم در آتش این هند سیه مست و ز شوق
می زند هرلحظه چون مرغ کبابم روغنی ۷

شعر از بس گشت بی رونق، تعجب می کنم
مصرع زلفی چو بینم بر بیاض گردنی! ۸

کس نمی داند من دیوانه را منزل کجاست
هر نفس چون دود می آیم برون از گلخنی ۹

در میان شاهدان دلفریب روزگار
نیست همچون دختر رز، یک صراحی گردنی ۱۰

شد بهار و گل شکفت و می نمی نوشد، سلیم
در جهان هرگز ندیدم همچو زاهد کودنی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۳۲ - من کیستم درین دشت، آواره ی حزینی
گوهر بعدی:شماره ۹۳۴ - ای کاش زخم سینه ی ما واکند کسی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.