هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، به مقایسهی زندگی پر از بدمستی و رندی شخصی دیگر با زندگی پر از رنج و ناکامی خود میپردازد. شاعر از رسوایی در غربت سخن میگوید و آرزوی بازگشت به وطن را دارد. همچنین، به تضاد بین عشق و بیعدالتی اشاره میکند و از نوشیدن باده به عنوان راهی برای تحمل جهان سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به بادهنوشی و رسوایی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۶ - تو و بدمستی و رندی و می آشامیها
تو و بدمستی و رندی و می آشامیها
من و خون خوردن و رسوایی و ناکامیها ۱
صبح نوروز خرام است، مبارک باشد
بر تنت جامهٔ چسپان خوش اندامیها ۲
نشئه ای نیست به غربت می رسوایی را
به وطن می بردم خواهش بدنامیها ۳
پختهٔ عشق کجا، شکوهٔ بیداد کجا؟
دل کم حوصله باشد ثمر خامیها ۴
باده می نوش که تا هست جهان، خواهد بود
رنگ بر چهرهٔ گل از قدح آشامیها ۵
من و خون خوردن و رسوایی و ناکامیها ۱
صبح نوروز خرام است، مبارک باشد
بر تنت جامهٔ چسپان خوش اندامیها ۲
نشئه ای نیست به غربت می رسوایی را
به وطن می بردم خواهش بدنامیها ۳
پختهٔ عشق کجا، شکوهٔ بیداد کجا؟
دل کم حوصله باشد ثمر خامیها ۴
باده می نوش که تا هست جهان، خواهد بود
رنگ بر چهرهٔ گل از قدح آشامیها ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵ - مگر به سعی توان دید جسم لاغر ما
گوهر بعدی:شماره ۱۷ - قانع شده ست دل به تمنای او مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.