هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از دردها و رنجهای زندگی سخن میگوید و از محبت میخواهد که او را از این بیدردی نجات دهد. او از غم و اندوه، ندامت و فراموشی مینالد و آرزو میکند که با نوشیدن جامی از درد، آزاد شود. همچنین، اشارهای به فنا و نابودی دارد و از ساقی میخواهد که با بخشش جرعهای، او را نجات دهد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند فنا و نابودی نیاز به درک بالاتری از زندگی و فلسفه دارد.
شماره ۳۶ - بیا از قید بیدردی دمی آزاد کن ما را
بیا از قید بیدردی دمی آزاد کن ما را
ز درد ساغر غم ای محبت شاد کن ما را ۱
نوشتم در وصیت نامهٔ طومار آه خود
که صیدی را به خون غلطان چو بینی یاد کن ما را ۲
خمارم رهبر دشت فنا گردید ای ساقی
کرم فرما و از ته جرعه ای ایجاد کن ما را ۳
خراب رنجش بیجا شده معمورهٔ طاقت
بیفشان گرد کلفت از دل و آباد کن ما را ۴
خماره باده غفلت فراوان درد سر دارد
زسر جوش ندامت ساغری امداد کن ما را ۵
سراغ ما نمی یابی مگر در وادی عنقا
زخود رفتن به هر جا می رسی فریاد کن ما را! ۶
ز درد ساغر غم ای محبت شاد کن ما را ۱
نوشتم در وصیت نامهٔ طومار آه خود
که صیدی را به خون غلطان چو بینی یاد کن ما را ۲
خمارم رهبر دشت فنا گردید ای ساقی
کرم فرما و از ته جرعه ای ایجاد کن ما را ۳
خراب رنجش بیجا شده معمورهٔ طاقت
بیفشان گرد کلفت از دل و آباد کن ما را ۴
خماره باده غفلت فراوان درد سر دارد
زسر جوش ندامت ساغری امداد کن ما را ۵
سراغ ما نمی یابی مگر در وادی عنقا
زخود رفتن به هر جا می رسی فریاد کن ما را! ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵ - ضعف کرد آگه از احوالم دلارام مرا
گوهر بعدی:شماره ۳۷ - گرچه باشد در بر ما دلبر می نوش ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.