هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجها و غمهای خود میگوید و بیان میکند که چگونه سینه و گنجینهٔ دلش را از اشک و آه خالی کرده است. او از تلاش برای تسلی یافتن و رهایی از غمهای دیرینه سخن میگوید و به دشواریهای این راه اشاره میکند. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند جدایی خارا و آتش و بیرون راندن کینه از دل سخت اشاره میکند و در پایان، از عریانی و رهایی از تعلقات دنیوی صحبت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند غم و کینه ممکن است برای سنین پایینتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۶۶ - تهی کردم زاشک و آه امشب سینهٔ خود را
تهی کردم زاشک و آه امشب سینهٔ خود را
زنقد و جنس خالی ساختم گنجینهٔ خود را ۱
بیفزاید به قدر محنت و غم رتبهٔ دلها
یکی صد می شود چون بشکنی آیینهٔ خود را ۲
زلب بر لب نهادن کی تسلی می شوم ساقی
سرت گردم دمی بر سینه ام نه سینهٔ خود را ۳
مکن تکلیف صهبا ساقی ارباب مروت را
چسان بیرون کنم از دل غم دیرینهٔ خود را ۴
جدا از هم توان کردن اگر خارا و آتش را
توان برد از دل سخت تو بیرون کینهٔ خود را ۵
نخواهد دوش تجریدت لباسی غیر عریانی
زتن جویا بیفکن خرقهٔ پشمینهٔ خود را ۶
زنقد و جنس خالی ساختم گنجینهٔ خود را ۱
بیفزاید به قدر محنت و غم رتبهٔ دلها
یکی صد می شود چون بشکنی آیینهٔ خود را ۲
زلب بر لب نهادن کی تسلی می شوم ساقی
سرت گردم دمی بر سینه ام نه سینهٔ خود را ۳
مکن تکلیف صهبا ساقی ارباب مروت را
چسان بیرون کنم از دل غم دیرینهٔ خود را ۴
جدا از هم توان کردن اگر خارا و آتش را
توان برد از دل سخت تو بیرون کینهٔ خود را ۵
نخواهد دوش تجریدت لباسی غیر عریانی
زتن جویا بیفکن خرقهٔ پشمینهٔ خود را ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۵ - فلک به هرزه کمر بسته است جنگ مرا
گوهر بعدی:شماره ۶۷ - نیست حاجت خط مشکین عارض جانانه را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.