هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و محبت سخن می‌گوید و تأثیرات عمیق آن بر دل و جان را توصیف می‌کند. او از جذابیت‌های معشوق، مانند لب‌های شیرین و مژگان فریبنده، و همچنین از احساسات شدید خود مانند عشق و درد سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.

شماره ۱۲۷ - چه جان باشد به پیش چشم او دلهای سنگین را

چه جان باشد به پیش چشم او دلهای سنگین را
زمژگان در فلاخن می گدازد کوه تمکین را ۱

بحمدالله که در بزم محبت شمع تابانم
به آتش داده ام از گرم خونیها شرائین را ۲

لب میگون جانان را چه نقصان از غبار خط
ز رنگینی نیندازد مداد اشعار رنگین را ۳

به مستی نکته پیرا می شود لعلت از آن کز هم
جدا سازد می از تردستی آن لبهای شیرین را ۴

ز شوخی های مژگان چشم او دارد جگر خونم
خدا رحمی به دل اندازد آن مست شرابین را ۵

نیندیشد دل دیوانه از جور فلک جویا
چه پروا باشد از زور کمان بازوی زورین را ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۶ - بود دو نرگس آن شوخ بی تحاشی ما
گوهر بعدی:شماره ۱۲۸ - پیچ و تاب غم فزاید انبساط مرد را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.