هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از مولانا بیانگر وحدت وجود و فنا در عشق الهی است. شاعر با تشبیه خود به حباب، از ناپایداری هستی مادی و نیاز به گذر از خود برای رسیدن به دریای حقیقت سخن میگوید. مضامین اصلی شامل عرفان، وحدت وجود، فنا در عشق، گذشت از خود و توجه به نفس به عنوان فرصتی برای زندگی است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر نیاز به درک و بلوغ فکری دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده برای مخاطبان کمسن ممکن است نامفهوم باشد.
شماره ۱۴۱ - چشم وحدت بین چو بگشاییم ما همچون حباب
چشم وحدت بین چو بگشاییم ما همچون حباب
فارغ از خود عین دریاییم ما همچون حباب ۱
هستی ما مانع نظارهٔ دیدار گشت
پردهٔ چشم تماشاییم ما همچون حباب ۲
می شود لبریز کیفیت دل از بالای عشق
ساغر سر جوش دریاییم ما همچون حباب ۳
زندگی خواهی اگر جاوید، دم را پاس دار!
تا نفس باقی است برپاییم ما همچون حباب ۴
سینه را درهم درد جوش تمنا هر نفس
با هواها بر نمی آییم ما همچون حباب ۵
داد از هجران که شبهای غمت پا تا بسر
اشک و آه درد پیراییم ما همچون حباب ۶
دیدهٔ ما خود زحیرت پردهٔ ما گشته است
ورنه جویا چشم بینایم ما همچون حباب ۷
فارغ از خود عین دریاییم ما همچون حباب ۱
هستی ما مانع نظارهٔ دیدار گشت
پردهٔ چشم تماشاییم ما همچون حباب ۲
می شود لبریز کیفیت دل از بالای عشق
ساغر سر جوش دریاییم ما همچون حباب ۳
زندگی خواهی اگر جاوید، دم را پاس دار!
تا نفس باقی است برپاییم ما همچون حباب ۴
سینه را درهم درد جوش تمنا هر نفس
با هواها بر نمی آییم ما همچون حباب ۵
داد از هجران که شبهای غمت پا تا بسر
اشک و آه درد پیراییم ما همچون حباب ۶
دیدهٔ ما خود زحیرت پردهٔ ما گشته است
ورنه جویا چشم بینایم ما همچون حباب ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۰ - آه از بیداد چرخ دون که گردید از جفا
گوهر بعدی:شماره ۱۴۲ - شد از یاد گل رویی دلم حسرت نصیب امشب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.